ناگفته های پنهان زندگی

سلامی دوباره

سه شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۲۱ ب.ظ


سلام به دوستان عزیز. شرمنده ام این مدت بیخبر گذاشتمتون.

خیالتون تخت نی نی هنوز سر جاشه. قصد بیرون اومدن هم نداره. 38 هفته م امروز تموم میشه و از فردا میرم تو 39.

حدود یه هفته هست که اداره نمیرم. دیگه استعلاجی گرفتم. واقعا توانشو نداشتم. دیگه اصلا نمیکشیدم صبح به صبح پاشم لباس بپوشم و این شکم گنده رو حمل و نقل کنم اصلا نمیتونم درست راه برم.

بخاطر اینکه تو خونه بودم حال نداشتم لپ تاپ بیارم و بعد از مدتها شارژش کنم و سپس روشنش کنم و ....

امروز دیگه تنبلی رو گذاشتم کنار و روشنش کردم ولی به یه مشکل عدیده برخوردم

رمز وبلاگمو نمیدونستم. تو اداره ذخیره شده ست. بخاطر همین اصلا تو ذهنم نبود. انقدر چیزای مختلف رو امتحان کردم تا بالاخره پیدا شد/

مرسی که حالمو پرسیدین. بدون جواب تایید کردم گفتم تو پست جدید جواب بدم.

هوا گرمه ولی خب ما به سلامتی اسپیلیت رو خریدیم و مشکل گرما حل شد. برای بند ناف هم رفتیم قرارداد بستیم. امیدوارم بتونیم بگیریم. چون گفتن هیج عفونتی نباید داشته باشم. حتی سرماخوردگی معمولی هم نباید داشته باشم. خیلی مواظبم چیزیم نشه. ولی خب نگرانم.

در مورد زایمان هم فعلا خبری نیست. بنظر میرسه نی نی جاش راحته و حاضر نیست از اونجا دل بکنه. و اما من خیلی بی تاب شدم. خسته شدم. واقعا دیگه توان ندارم. دارم لحظه شماری میکنم این سرتق بیاد بیرون. واقعا دیگه تحمل این هیکل و وضعیت رو ندارم.

خوابیدن برام خیلی سخته. اکثر شبها بیدارم. روزها کلافه و خواب آلودم.

به شدت تشنمه. هر چقدر آب میخورم بازم تشنگیم رفع نمیشه. ولی عاشق هندونه شدم. تنها چیزی که عطشمو برطرف میکنه همون هندونه ست.

راستی آدرس وبلاگ همه دوستان رو آوردم و الان تو لپ تاپ ذخیره کردم از این به بعد همه رو دوباره میخونم. واقعا دلم برای همه تون تنگ شده بود.

نمیدونین جقدر از زایمان میترسم. دچار دوگانگی شدم. از طرفی دلم میخواد پسملی زودتر بیاد. از طرفی بینهایت از زایمان میترسم.

چرا هر جی به ما میرسه سخت میشه آخه؟

تا پارسال همه بی درد سر رایحت سزارین میکردن تموم میشد میرفت. الان زایمان برای همه یه کابوس شده. حتی خود دکترا هم سزارین رو ترجیح میدن.

امیدوارم هفته دیگه زایمان کنم و از این وضعیت نجات پیدا کنم.

مرسی که به فکرم بودین. همه تونو دوست دارم. مواظب خودتون باشین.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۰۵
پرنسس معتمد

نظرات  (۲۹)

۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۴۵ بـانـوی بـرفـی
سلام عزیزم
خوب نی نی فعلا دو هفته وقت داره
کار خوب کردی ماه آخر خیلی همه چی سخت میشه
منم از زایمان وحشت داشتم ودارم 
یعنی دکتری که رفتی سزارین نمیکنه؟
ایشالا که زایمانت انقد راحت باشه دوباره هوس بچه بکنی😀
پاسخ:
سلام عزیزم. آره نی نی وقت داره. ولی من دیگه بی طاقت شدم. من از بچگی بزرگترین کابوس زندگیم زایمان بود اونم طبیعی.
نه تنها دکتر من هیچ دکتر دیگه ای بی دلیل سزارین نمیکنه. جدیدا خیلی سخت میگیرن.
بارداری خیلی سخته. اصلا دیگه حاضر نیستم باردار بشم. بچه هم یه دونه برام کافیه. 
مرسی که انرژی مثبت میفرستی.
سلام انشالا به زودی زود به سلامتی زایمان میکنین و دردسرهای شیرین جدید جای این وضعیت رو میگیره و بی خوابی ها همچنان ادامه خواهد داشت ، راستی شفا زایمان دارین ؟ 
پاسخ:
سلام مرسی مریم جان. بی صبرانه منتظرم نی نی به دنیا بیاد. میدونم شرایط سخت تر میشه. ولی به هر حال این راهو باید بریم دیگه. بله عزیزم شفا زایمان دارم. 
ان شالله به زودی پسر گلت قصد سفر کنه و بیادش❤ زایمانت فوق العاده راحت و بی دردسر باشه
من همیشه برام سوال بود خانمای بادار چطوری شبا میخوابن، که الان فهمیدم، خانمای باردار نمیخوابن😑
پاسخ:
مرسی عزیزم. خدا از دهنت بشنوه. امیدوارم زایمانم راحت و بی دردسر باشه. خانمهای باردار اواخر بارداری خیلی سخت میحوابن. اوایل بارداری خوابیدن سخت نیست ولی حال خوبی ندارن. اونم خیلی بده. تحملش سخته. کلا بارداری سخته. اصلا دوسش ندارم.
۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۱ مژگان از گرگان
ای جان. دیگه آخراشه. ان شاالله به سلامتی گل پسرت بیاد به آغوشتون. یکم دیگه تحمل کن ؛)
پاسخ:
آره دیگه آخراشه. مرسی. مژی تو چند هفته بودی زایمان کردی؟
سلام پرنسس جان. خسته نباشی از این روزهای آخر. خدا رو شکر که مرخصی هستی. امیدوارم زایمانی راحت و بی دردسر داشته باشی. بی طاقت شدی میدونم اما مقاومت کن. دیگه چیزی نمونده. خداوند پشت و پناهت باشه.
پاسخ:
سلام مژگان جان. مرسی عزیزم. سلامت باشی. مرخصی که حتما باید میگرفتم. دیگه اصلا نمی کشیدم. منم امیدوارم راحت زایمان کنم خلاص شم‌ دارم مقاومت میکنم با تمام وجودم. خدا پشت و پناه شما و خانواده تون هم باشه. مرسی.
۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۵ مژگان از گرگان
من ۳۷ هفته و ۶ روزه بودم دخترم به دنیا اومد :-*
پاسخ:
آها آخه طبیعی زایمان کردی فکر کردم نی نی دیرتر اومد. البته یه بار قبلا گفته بودی عجله داشت زود اومد. ببوس اون تپلو رو.
ان شاءالله به سلامتی زایمان کنی عزیزم
پاسخ:
مرسی مریناز عزیزم. چه اسم خوشگلی داری.
۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۷ بانوی تیر ماهی
سلام خانومی
دیگه چیزی نمونده 1 هفته ی دیگه هم تموم کنی پسمل جان اومده تو بغلت ^ـ^ ♥
ایشالا که درد زایمان زیاد نداشته باشی و برای پر باشه از حس خوب ;-)
پاسخ:
مرسی تیر ماهی جونم. دیدی پسر منم تیر ماهی شد. مرسی از این همه انرژی مثبت. 
به سلامتی عزیزم- من 19 روز قبل زایمان استعلاجی گرفتم اما الان هرچی فک میکنم یادم نمیاد اون 19 روز رو چیکار کردم -اما شما تا میتونی استراحت کن- خونه رو برا برگشت از بیمارستان هم آماده کن اگه میخوایی تزیینی چیزی داشته باشی که برا عکس و فیلم خوب میشه تو این دوهفته کاراتون بکن که با خیال راحت بری زایمان
---
استرس زایمان نداشته باش-یا طبیعی زایمان میکنی ببینن نمیتونی هم سزارین میکنن و اذیت نمیکنن
---
منتظریم که بیای و بگی که چقد خوب و راحت بودی و یه گل پسر خوشگل داری و نگاهش که میکنی میگی به سختیاش می ارزید
پاسخ:
واقعا این استعلاجی نیازه. نمیدونم چرا این مسوولین عزیز که برای نوع زایمان خانمها میشینن تصمیم میگیرن اینا رو نمیفهمن که زن باردار تو ماه آخر نمیتونه بره سر کار. فقط همه چی رو سخت تر میکنن.
باشه عزیزم. اگه بخوام تزیین کنم فرصت خوبیه. راست میگی. 
من خودمم منتظرم بیام بگم نی نی تو بغلمه و زایمان خوبی هم داشتم. مرسی.
چه خوب شد خبر دادی از خودت ،من گفتم حتما رفتی برای زایمان که نیستی 
با تمام وجودم برات دعا میکنم که زایمان خوب و راحتی داشته باشی 
از این فرصت که فعلا تو شکمته استفاده کن استراحت کن هر چند دیگه نمیشه درست حسابی استراحت کرد،بعد دیگه باید چهارچشمی هواست بهش باشه 
تو هرچی میگی من خودم جات تصور میکنم 😉
پاسخ:
مرسی مهتاب جون واقعا به دعا و انرژی مثبتتون نیاز دارم. این آخرا نمیشه استراحت کرد عزیزم. فقط دلخوش به این هستی که دیگه داره تموم میشه. تو هم فکر کنم مهر ماه زایمان داری یا اوایل آبان. درسته؟ 
راستی من وبلاگها رو میخونم ولی برای کسی نمیتونم نظر بزارم. نمیدونم چرا تایید نمیشه.
سلام عزیزم 
من که فکر کردم الان نینی بغلته ،خل شدم انگار خخخخ
ایشالا به زودی و بدون دردسر زایمان کنی 
پاسخ:
مرسی آیلین جون. نه عزیزم خل نشدی. منم بودم همین فکر رو میکردم. راستی انقدر الف رو اذیت نکن. انشالله این ماه دیگه زنگ میزنن بره برای شروع کار. خودتونم پیگیر باشین. الف بره سوال کنه و خودی نشون بده بهتره. زودتر جواب میگیرین.
۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۲ بانوی تیر ماهی
خیلی هم خوبه که تیر ماهی شد ^ـ^
راستی تو وب منو داری ؟
پاسخ:
آره واقعا دلم میخواست تیر ماهی بشه. نه اتفاقا میخواستم بگم آدرس وبتو بزار. اگه هم رمزی مینویسی. رمزتم بزار عزیزم.
سونو نوشته 3آبان ولی من میگم همون مهرماه میشه
پاسخ:
احتمال زیاد همون مهر ماه میشه. تو سونو پایان ۴۰ هفته رو مینویسن. 
من فکر کردم نینی افتخار داده و تشریف آورده که نیستی.
یه خانوم ایرانی که تو خارج زندگی میکنه از زایمان طبیعیش لایو گذاشته بود تو اینستا،زایمان بدون درد،اسپاینال.
خیلی راحت و بدون درد زایمان کرد.
من تو نت سرچ کردم نوشته بود اسپاینال از اپیدورال بهتره.


پاسخ:
سلام نیلو جان. زایمان طبیعی با اپیدورال یا اسپاینال شنیدم قابل تحمله. ولی بازم بنظرم ترسناکه. نی نی که هنوز افتخار ندادن. ولی امیدوارم این هفته دیگه چشممون به جمالش روشن بشه.
۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۲:۱۰ مژگان از گرگان
تیرماهی ها که کلا گلن! اهم اهم
پاسخ:
تیر ماهی هستی؟ تفلدت مبارک. 
۱۰ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۶ مژگان از گرگان
بله مامان خانوم. وسط وسط تیرم! ۱۵ تیر. مرسی عزیزم :* 
پاسخ:
از تاریخ پونزدهم خوشم می یاد. چه خوش موقع اومدی. 
عزیزم ان شالله زایمان راحتی داشته باشی.
اگه کیسه آبت پاره شد و یا دردت شروع شد، قبل از رفتن به بیمارستان حتمن شربت زعفرون بخور. و گل گاوزبون.

پاسخ:
سلام رها جان. مرسی عزیزم. زایمان راحتی داشتم. می یام تعریف میکنم داستان داشت برای خودش. ولی پسملی الان پیشمه.
ینی الان انشالا نی نی تو بغلته یا هنوز تشریف فرما نشدن
قوبونش بشم
مواظب خودت باش
پاسخ:
اومده پسرم. عسلم. کوشولوعه. 
تو هم مواظب خودت و دخملی و هاپو باش. 
سلام مامان پرنسس نازنینم

امشب تولدم بود با خودم گفتم حتما شازده پسر تیرماهی هم تا حالا قدم رنجه کردن و دنیا رو مزین کردن :)))))
ان شاالله که زایمان راحتی  داشتی و حالت خوب و عالی باشه همینطور حال گل پسر

مراقب خودت و شاهزاده جانم باش

از طرف من ببوسش جیگر طلا رو،،،، یه مااااچ گنده هم به خودت عزیزم
پاسخ:
شازده پسرمون هم اومد. ۲ روز قبل از تولدت شیده جون. پسرم سیزدهم اومد عزیزم. زایمانم حوب بود ولی داستان داشت وقت پیدا کنم می یام همه رو تعریف میکنم.
تو هم مواظب خودت باش عزیزم. 
منم از راه دور میبوسمت.
فکر کنم رایمان کردی ،زودی بیا 
پاسخ:
زایمان کردم. در اولین فرصت می یام عزیزم.
قدم نو رسیده مبارکه عزیزم :)
زیر سایه پدر و مادرش باشه :*


پاسخ:
مرسی عزیزم.
عزیزم مبارکت باشه
پاسخ:
مرسی. خدا به همه کسانی که بچه میخوان انشالله بده. بچه داری سخته ولی شیرینه.
ای جان. تبریک میگم عزیزم. قدمش پر از خیر و برکت و الهی همیشه سلامت باشی.
جای من حساااابی بوش کن که اصلن این روزها بوی زندگی میدا
ه :) لذت ببر و کیف کن از لحظه به لحظه ش.
پاسخ:
انقده بوسش میکنم. از نظر من خیلی ناز و دوست داشتنیه. البته نظر دیگرانو نمیدونم. ولی خداییش بچه داری همه وقت آدمو میگیره. اصلا وقت نمیکنم سمت لپ تاپ برم. 
به به بسلامتی مبارک باشه. چه خوشحال شدم . خدا رو شکر که زایمانتون راحت بود.مراقب خودتون و پسر گلتون باشید.
پاسخ:
مرسی مژگان جون. منم از اینکه دوران سخت بارداری تموم شد خوشحالم. این آخرا دیگه خیلی کلافه شده بودم.
به سلامتی فارغ شدی- خدا حفظش کنه و با قدمش خیر و برکت بیاد تو زندگیتون
پاسخ:
مرسی نگین جان. خدا عزیزان شما رو هم براتون حفظ کنه.
آخی مبارکا باشه عزیزم
خوش قدم باشه و سالم و سلامت
پاسخ:
مرسی ونوس عزیزم. چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بود. امیدوارم وقت کنم بیام وبلاگتونو بخونم و خودمم یه پست بزارم.
۲۵ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۸ بانوی تیر ماهی
سلام خانومی
میبینم که گل پسرمون به دنیا اومده خدا رو شکر ♥
منتظرم که بیای و از خاطراتت برامون بنویسی :-*
پاسخ:
سلام تیر ماهی عزیزم. پسر گلم بدنیا اومد. امروز ۱۶ روزه شد پسملم. می یام حتما.
خیلییییییی مبارکه عزیزم کنار هم شاد باشین 
پاسخ:
مرسی خانم دکتر عزیز. همچنین شما و همسر و دخملی نازت.
۲۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۶ بـانـوی بـرفـی
سلام عزیزم
مبارک باشه 
قدمش پر خیر و برکت 
ما منتظرت هستیم زو بیا
پاسخ:
سلام عزیزم. بخدا من بدقول نیستم. ولی واقعا این پسره همه وقتمو میگیره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی