ناگفته های پنهان زندگی

تصمیمات اتخاذ شده

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ق.ظ

همسر مدارک پدرشو برد به دو عدد متخصص تو بابل نشون داد. عمه همسر که هم پرستاره هم تهران زندگی میکنه هم مدارک رو برده به 2 عدد متخصص دیگه تو تهران هم نشون داده.

همشون یه توصیه مشترک کردن.

فعلا دست به کتفش نمیزنیم نباید حرکتش بدین. چون فعلا ثابتش کردن. باید همینطور بمونه همینجوری خودش جوش بخوره و بعد با فیزیوتراپی هم دستش هم کتفشو درمان کنیم.

پس نیاری نیست انتقالش بدن تهران. نیاز نیست جراحیش کنن. نیاز نیست اون همه هزینه کنن.

آخیشششششششششششششش خدا کنه نظرشون عوض نشه.

فعلا خطر از بیخ گوشمون رد شد. امیدوارم داستان جدید شروع نشه.

دیشب همسر میگفت ای وای قیمت ماشینها چرا انقدر زیاد شده؟ حالا چطوری برای بابام ماشین بخریم؟!!!!!

ماشین بخریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بخریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کی بخره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونم همینجوری گفت یا واقعا قصد داره برای پدرش ماشین بخره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به ما چه ربطی داره؟؟؟؟ بنظر میرسه نمیخوان ماشینو تعمیر کنن میخوان همینجوری بفروشن و یه ماشین جدید بخرن.

به سلامتی پول نداره بده باباش برای خودش ماشین بخره.

وای بیصبرانه منتظرم آخر ماه بشه موعد چکها برسه این مردک پولارو بریزه چکها رو پاس کنه. آخه همینطوری داره یکریز پول خرج میکنه. البته مامانش بهش گفته کارت بابا هست توش پول هم هست بگیر کارتو با این کارت خریدارو انجام بده.

آقا ولی قبول نکرد و همه هزینه رو داره از جیب میده. خدا به خیر بگذرونه. امیدوارم چکها پاس بشه.

این روزها بیشتر وقتها تو خونه تنهام. بیشتر شبها هم تنهام. چون همسر درگیر بیمارستان و کارهای پدرشه.

امروز نوبت دکتر دارم باید برم سونوگرافیمو نشونش بدم و چک بشم. میخوام بهش بگم تورو خدا منو سزارین کن من توان و تحمل درد زایمان طبیعی رو ندارم. یه ذره التماسش کنم شاید دلش برام بسوزه. البته این دکتره خیلی خشک و جدی و بداخلاقه. نمیدونم چطوری باید راضیش کنم. اصلا نمیشه زیاد باهاش حرف زد زود عصبانی میشه. بیشعور.

خدمتتان عرض کنم که تو ماه هشت بارداری هستم. هنوز بنظرم خیلی مونده تا تموم بشه. این روزا پسرم خیلی شیطونی میکنه. ولی من کلا زیاد تحویلش نمیگیرم. چرا؟؟؟ نمیدونم. هنوز حس خاصی بهش ندارم. بچه ست دیگه.

تمام فکرم بیشتر مشغول نحوه زایمانمه. میترسم از زایمان. این چه داستانیه دیگه. اصلا چرا مذکر آفریده نشدیم؟ خیلی راحتن مردا.

یه عالمه خرید دارم. هوا هم گرم شده و ما اسپیلیت واجب شدیم. باید بخریم. با کدوم پول؟؟؟؟ خدا داند و بس.

تو اداره هم هنوز این چیلرها رو روشن نکردن داریم آب پز میشیم اینجا. هوا هم اینجا شرجیه. آدم نفسش بند می یاد. ابلهان میخوان از شنبه دیگه روشن کنن. واقعا تحملش سخته.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۸
پرنسس معتمد

نظرات  (۱۰)

خب خدا رو شکر خطر رفع شد!
هوووووف امان از دست این شوهرا، نمیدونم چی میشه که فکر میکنن باید هر اتفاقی برای خانوادشون افتاد اونا باید جورش و بکشن و از زندگی خودشون بزنن برای اونا؟ همسرجان منم یه مدت رفته بود تو فاز ماشین خریدن برای پدرشT انقد رو مغزش راه رفتم که آخه لامصب ماهنوز خونه نداریم، دو قرون پول جمع کردیم اونم بدیم ماشین بخریم و خودمون تا چند سال دیگه تو اجاره خونه و قسط و بی پولی بغلطیم که تو بچه ی خلف خانواده باشی؟
بیا بغلم یکم با هم گریه کنیم :(
پاسخ:
نمیدونم چرا اینجورین. اونقدی که اینا به فکر پدر و مادرشونن پدر و مادره به فکر بچه هاشون نیستن. ولی نسبت به خانواده من دقیقا برعکسه. فقط توقع داره ازشون بچاپه. و کلی وظیفه براشون در نظر گرفته. هر چی میشه میگه وظیفشونه باید بدن. جالبه این وظیفه رو فقط پدر و مادر من دارن. نه خودش وظیفه دیگه ای داره نه پدر و مادرش. بیا عزیزم بیا بغلم.
۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۰۷ مژگان از گرگان
اتفاقا امروز اینجا هم بحث همین چیلرهاس! باز خداتون رو شکر کنید گفتن از شنبه آینده! به ما گفتن از اول خرداد! یکی دیگه هزار میلیارد هزار میلیارد دزدی میکنه ماها باید صرفه جویی کنیم! 
برای زایمان حق داری. منم خیلی عصبی شده بودم! از اینکه ادمو مجبور میکنن به طبیعی زایی واقعا عین توحشه! وگرنه هر کس دلش میخواد طبیعی بیاره هرکی نمیخواد سزارین بشه! از خارجی ها فقط شنیدن و دیدن طبیعی میارن! یک درصد امکانات اونا رو در اختیار زائو قرار نمیدن! 
پاسخ:
واقعا گرمای اینجا بدون کولر قابل تحمل نیست. از اول خرداد که خیلی دیره. خود مسئولین گرمشون نمیشه؟ والا مثل ما سیصد تا لباس تنشون نیست که. راحتن. نمیفهمن درک نمیکنن. اونایی که برای نحوه زایمان خانمها تصمیمگیری میکنن هم مطمئن باش خودشون مذکرن. اصلا فهم و درکشو ندارن که بخوان تشخیص بدن چی درسته چی غلطه. همینه دیگه خواهر. اعتراض هم نمیشه کرد میشه اقدام علیه امنیت ملی.
خداروشکر عزیزم. دیگه خیالت راحت باشه و فکرشو نکن
همین که کل پول خرج نمیشه جای امیدواریه
مگه سزارین کردن انتخابی نیست؟ من هر کی رو دیدم سزارین شده. میگن خودمون خواستیم
من از سزارینم میترسم. از آمپول زدنم حتی... کلأ آدم ترسویی میباشم🙈
ایشالله نی نی به سلامت دنیا بیاد ...
پاسخ:
سلام عزیزم. آره فعلا بخیر گذشت. نه بابا کجا سزارین رو خودشون انتخاب میکنن؟ اینجا که خیلی سخت میگیرن. من راستشو بخوای از سزارین هم میترسم ولی خب حس میکنم طبیعی سخت تره باز. مرسی عسیسم.
خوب خداروشکر شما چک و قرض و اینارو بدین بره دیگه کاری که میخواد بشه نمیشه جلوشو گرفت منظورم جان فدا بودن شوهرته در قبال خانواده ی بی مسئولیت حداقل شما زیر بار قرض و قوله نباشید 
اونجا که گفت ماشین بخریم یعنی من حرصم گرفت ،تو رو نمی دونم چیکار کردی :( 

یعنی واقعا آفرین داری پرنسس جون ،قبلا هم گفتم واقعا صبوری الان هم نشون دادی با گذشتی فقط همین فرمون که قبلاً می رفتی جلو برای خودت و زندگیت بعد این قضایا پس انداز کن چون زندگی سختی پیش روته با این شوهری که تو داری ولخرج و پتروس :/ بازم خدا روشکر هزار مرتبه شکر که شاغلی و حداقل دلت به آینده گرمه فک کن زن خونه دار باشی همچین شوهر پتروسی هم داشته باشی رسما باید بسوزی و بسازی البته می دونم اینکه تو زحمت بکشی و خرج ندونم کاری یکی دیگه میشه اینم درد داره ولی همینکه بدونی جاش پر میشه هم یه کم دلگرمیِ 
پاسخ:

راست میگی اگه کارمند نبودم که غصه م تمومی نداشت. همون اندازه که پدر و مادرش بیخیالن و بفکر آینده نیستن بچه ها هم همینطورن. هم خودش هم خواهرش فقط تا نوک دماغشونو میبینن. فقط الانو خوش باشن گور بابای بقیه روزا . حالا اینجور مواقع از بقیه توقع دارن به فکرشون باشن. شما خودتون به فکر خودتون نبودین چرا توقع بیجا دارین از دیگران. تو این دوره زمونه همه خودشون گرفتارن. نمیتونن بار کس دیگه ای رو به دوش بکشن.

آره من باید پس انداز کنم. رو همسر اصلا نمیتونم حساب کنم.

تو حرص نخور عزیزم. نمیذارم برای باباش ماشین بخره. یعنی درواقع نمیتونه. پولی نداره. ولی بعید ندون تا زمانی که پدره ماشین بخره ماشین خودشو بده دست باباش و به من بگه خب ماشین تو هست دیگه. آره عزیزم این احتمالش خیلی زیاده.

۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۱۳ بانوی تیر ماهی
سلام پرنسس جان
واقعا ناراحت شدم بخاطر پدر شوهرت امیدوارم که هر چه زودتر سلامتیشون رو به دست بیارن ♥
خب یکمی با همسرت بیشتر حرف بزن تو که این همه تحت فشار بودی بخاطر چک حالا چرا باید راحت خرج کنه اون پول رو ؟ واقعا چقدر تو صبر داری :-/
ایشالا که هر چی خیره همون پیش بیاد ♥
پاسخ:

سلام عزیزم خوبی؟

با همسرم در این مورد حرف بزنم میگه تو به تنها چیزی که فکر میکنی پوله. من به پدر و مادرم فکر میکنم. کاش یک درصد نگرانی که برای پدر و مادرش داشت رو برای زن و بچه خودش هم داشت. میدونی چرا انقدر حرص میخورم چون برای همه حاتم طایی هست برای من اسکروچه. باورت نمیشه یه 1000 تومنی روا نداره برای من خرج کنه. ولی برای دوستاش آشناهاش صد پشت غریبه خواهرش پدر و مادرش هر کسی فکرشو بکنی خیلی راحت خرج میکنه یعنی اصلا خسیس نیست ولی برای من... بهش میگم داری می یای خونه فلان قرص رو برام بخر. مثلا میشه 10 هزار تومن. می یاد خونه سریع میگه پولش 10 تومن شد پولمو بده. یه همچین آدمیه. درصورتی که وظیفه خرج کردن برای هیچ کسو نداره. فقط در قبال من و بچه ش وظیفه داره که اونم انجام نمیده. بخاطر اینه لجم در می یاد.

خب خداروشکر فعلا منصرف شدن ،حالا که باباش نمیتونه رانندگی کنه واجب نیست خریدنش!
منم خیلی ذهنم مشغول زایمانه ،نصف آدما از بدی سزارین میگن نصفی از بدی طبیعی واقعا مووووووندم چی میشه !
انشالله بسلامتی زایمان کنی راحت شی
پاسخ:

آره اتفاقا منم به همین فکر کردم  فعلا پدره نمیتونه رانندگی کنه.

انشالله تو هم به سلامتی زایمان کنی و راحت شی. من فکر کنم تهران زیاد سختگیری نمیکنن. شایدم میکنن نمیدونم. ولی اینجا خیلی سخت میگیرن. حتی اگه دکترت برات بنویسه به این دلیل باید سزارین بشی بازم خود بیمارستان دوباره آزمایش و سونو میگیرن تا مطمئن بشن حرف دکتر درسته.

واااا،این شوهرای ما یه چیزیشون میشه ها.
کاش به جز سزارین و طبیعی یه روش سوم دیگه ای هم بود،هردوتاش درد داره،هردوتاشم ترسناکن،مخصوصا تو سزارین اون سوند وصل کردنش،واااییی😁.
دوست منم دقیقا مثل شما بود تا وقتی دنیا بیاد هیچ حسی نسبت به نینی نداشت،من بیشتر ازاون ذوق داشتم.
راجه به اسمش به نتیجه رسیدی؟
پاسخ:

اگه طبیعی انقدر درد وحشتناک نداشت اونوقت طبیعی رو ترجیح میدادم چون دیگه بعد زایمان دلم میخواد سرحال باشم و بتونم به کارهام  برسم. دوست ندارم بازم محدود باشم و نیازمند کمک. راستشو بخوای دیروز تو مطب دکتر یه خانمی پیشم بود اونم باردار بود و هفته دیگه زایمان داشت. اصرار هم داشت طبیعی زایمان کنه. خیلی بهم امید داد. یکمی نظرمو عوض کرد. نمیدونم والا شاید باید دلمو بزنم به دریا و طبیعی بزام.

اسم نمیدونم دیگه اصلا حوصله ندارم دنبال اسم بگردم خسته شدم. بین این سه تا اسم یکی رو احتمالا انتخاب میکنم. آرسام. آیهان. آدرین. حالا ببینم چی میه.

سلام پرنسس جان. خدا رو شکر که نیاز به عمل نبود برای پدرشوهر. حالا تا اینجا برای شما بخیر گذشت . مسلما تا آخر برج هم که حالش اونقدر روبراه نمیشه که نیاز به ماشین پیداکنه و در نتیجه چک شما پاس خواهد شد. دعا میکنم بخیر و خوشی ختم بشه.
در مورد سزارین هم راستش من خودم انتخاب کردم سزارین بشم. بیمارستان هم خصوصی بود و مشکلی پیش نیومد. یعنی اجبار به طبیعی نکردن. و مسلما سزارین بسیار بسیار بهتر از زایمان طبیعی هست. سیستم فیزیکی مادر صدمه نمیبینه .البته درد داره ولی در حد درد زخمی که باید جوش بخوره. راستش من خیلی درد نکشیدم و خلاصه که خیلی راضی هستم و اگر بازهم میخواستم بچه دار بشم مجدد سزارین رو انتخاب میکردم. اگر چاره دارید حتما سزارین رو انتخاب کنید.
امیدوارم این مدت باقیمونده بخیر و سلامتی تمام بشه و شما نتیجه زحماتت رو در آغوش بگیری و خستگیت در بره.
پاسخ:

آره خدارو شکر فعلا به خیر گذشت.

نمیدونم شما کی زایمان داشتین. ولی از شهریور پارسال زایمان طبیعی اجباری شده. خواهر خودم هم سزارین شد. البته 15 سال پیش. درد داشت ولی خب فکر کنم قابل تحمل بود. باید ببینم شرایطم چطور پیش میره. بعضی وقتها شرایط جوری میشه که فقط میشه سزارین کرد. امیدوارم هر روشی زایمان میکنم زیاد اذیت نشم. 9 ماه بارداری خودش به اندازه کافی سخت هست کاش زایمان حداقل راحت بود.

سلام عزیزم چطوری خوبی
این نیز میگزرد بی خیال بابا
خودتو و نی نی تو عشقه
به نظر من آرسام خیلی قشنگه
پاسخ:

سلام خوبم عزیزم. آره میگذره. میدونم.

جدی؟ آرسام خوبه؟ مرسی که تاییدم کردی.

سلام.من دوبار سزارین کردم.اولی خییلی خوب نبود چون دکترم هم زیاد تجربه ای نداشت.اما واقعا دردش غیر قابل تحمل هم نبود‌.دومین سزارین خییلی بهتر بود چون دکترم یه آقای دکتر باتجربه بود که مدتی هم آمریکا طبابت کرده تو یه بیمارستان معمولی هم سزارین شدم ولی راضی بودم.زایمان طبیعی وقتی خوب و ایده آله که اولا لگنت کوچیک نباشه و بدنت بتونه و دوما که از همون اوایل بارداری کلاسهای زایمان طبیعی رفته باشی و ورزشهای مخصوص انجام بدی. راستی بچه ی سوم من دختره و اوایل تیر به دنیا میاد.
پاسخ:
سلام عزیزم. انشالله دخملی هم به سلامت بدنیا می یاد. من از سزارین زیاد نمیترسم. میدونم میتونم تحمل کنم. طبیعی برام ترسناکتره. ولی خب ترجیح میدم طبیعی زایمان کنم که بعدش دیگه وابسته به اطرافیانم نباشم و راحت بشم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی