ناگفته های پنهان زندگی

نامگذاری

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۵۳ ب.ظ

من و همسر استعداد عجیبی در انتخاب اسم داریم.

یکسال یه ماهی که برای عید خریده بودیم بطرز عجیب و باورنکردنی بعد از 13 به در زنده موند. ما هم اونو بعنوان pet پذیرفتیم. درنتیجه باید یه اسمی براش انتخاب میکردیم کلی هنر بخرج دادیم و اسمشو گذاشتیم ((ماهی))

یه گلدون بونسای هم یه نفری برامون هدیه آورده ما گذاشتیمش روی اوپن و هر 10 روز یه بار یه آبی هم بهش میدیم. بسیار هم سرحاله دائم هم در حال رشده.

اسمش هست بونی.

یه جا سوئیچی دارم که یه خرس کوچولو بهش آویزونه که از آنتالیا خریدمش خیلی هم دوستش دارم. اسمش هست خرسی.

یه دوستی داریم یه سگی داره که در کمال بی سلیقگی اسمشو گذاشتن برفی. ما صداش میکنیم هاپو.

گربه هم که اسمش فقط پیشی میتونه باشه.

در راستای سلیقه منحصر بفردمون در انتخاب اسم، بچه مونو الان نی نی صدا میکنیم. احتمالا بعد از بدنیا اومدنش هم همین اسمو براش تو شناسنامه میذاریم.

خیلی هم زیبا و رسا هست . حق مطلب رو هم ادا میکنه. هیچکس هم دچار سردرگمی نمیشه.

خدمتتون عارضم که فعلا زیاد حضور نی نی رو حس نمیکنم. بعضی وقتا اصلا یادم میره نی نی ای هم وجود داره.

ولی بعضی وقتها که کار زیاد دارم به نی نی میگم باید امروز باهام همکاری کنی بتونم به همه کارهام برسم.

فعلا که لجبازی نمیکنه. نمیدونم شاید کوچیکتر از اونیه که بخواد ابراز وجودکنه. تو اینترنت نوشته الان به سایز یک دانه برنجه.

جمعه یک دانه برنج رو دستم گرفتم خیلی سعی کردم نی نی مو تو این سایز تصور کنم ولی نشد.

همسر که زیاد علاقه به نی نی نشون نمیده. خب از اولشم خیلی تمایل نداشت.

از شما چه پنهون خودم هم چندان متمایل نبودم. ولی انقد اطرافیان گفتن و گفتن و گفتن  تا تصمیم گرفتم قبل از اینکه دکتر برای درمان بهم معرفی کنن یه کاری کرده باشم.

از اوضاع و احوالم بگم که بیشتر صبحها افسردگی میگیرم. خشم میکنم و دلم میخواد پاچه اینو اونو بگیرم.

ولی نزدیکای ظهر حالم بهتر میشه. استراحت که ابدا ندارم. همش در حال بدو بدو.

امروز یه بارون شدیدی می بارید اینجا به نی نی گفتم ببین به این میگن بارون.

نمیدونم میشنوه صدامو یا نه. ولی تو ماشین که دارم رانندگی میکنم باهاش انگلیسی حرف میزنم بچه م گوشش آشنا شه به این زبون.

نخندین. میشنوه. میدونم. بالاخره باید یاد بگیره دیگه.  هر چه زودتر بهتر. والا.

تازه تصمیم دارم بدنیا اومد هم باهاش انگلیسی حرف بزنم. بچه م باکلاس میشه.

 زیاد حوصله رعایت کردن یه سری مسائل رو ندارم.

همکار باردارم میگه نباید آرایش کنی. نباید رژ لب بزنی. نباید غذا تو مایکرو گرم کنی. نباید از پله ها بالا پایین بری. نباید بار هرچند کم وزن بلند کنی. نباید اینو بخوری نباید اونو بخوری. نباید نفس بکشی نباید نباید نباید.

ولی من طبق روش خودم زندگی میکنم. حوصله ندارم انقدر خودمو محدود کنم. نی نی م هم درکم میکنه. مامانش باید به خودش برسه. نباید خودشو ول کنه.

بعدشم خوابم می یاد خیلی. همش دلم میخواد برم زیر پتو بخوابم.

از زایمان طبیعی هم بشدت میترسم. ولی متاسفانه الان اجباری شده امیدوارم تا موقع زایمان ما که میرسه از سختگیریها کم کنن بتونن مارو هم زیر سبیلی سزارین کنن.

فعلا همینا دیگه. خبر جدیدی شد می یام میگم.

راستی مژی جان بهم گفت اسم وبلاگمو یه ذره مثبت تر انتخاب کنم. منم مثبت ترش کردم. از تلخی درش آوردم به پنهانی رسوندمش. خوب بید؟؟؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۱
پرنسس معتمد

نظرات  (۱۹)

چه اسم های برازنده ای اصلا مگه جز اینا اسمی هم داریم 😁😄
آاااخی اندازه یه دونه برنجه!الهی واقعا یه معجزه هست 😍
شماهم کم کم عاشقش میشین که حتی ثانیه ایم نمیشه که بهش فکر نکنین 
مراقب خودت و نیپنی باش 😘
پاسخ:

کلا با استعدادیم. شما هم تو انتخاب اسم مشکل داشتین بگین کمکتون کنم. مطمئنم پشیمون نمیشین.

واقعا معجزه ست.

امیدوارم بهش علاقمند شم. مواظب جفتمون هستم. مرسی.

۲۱ آبان ۹۶ ، ۱۹:۲۲ بـانـوی بـرفـی
چه اسمای سختی انتخاب میکنین😀
به نظر من که عالیه باهاش انگلیس صحبت کن مخصوصا وقتی ماه بارداریت بالا میره معلومه که صدات رو میشنوه
حالت افسردگی هم طبیعیه چون هورمون ها به هم میریزه منم خیلی زیاد میخوابیدم
به نظر من یه دکتر پیدا کن که خصوصی سزارینت کنه بعضی دکترا بهت میگن بیا خصوصی ولی بازم سزارین نمیکنن
پاسخ:

یعنی الان نی نی نمیشنوه؟؟؟؟؟ خیلی زوده البته.

آره اصلا نگران نباش. باهاش دوزبونه حرف میزنم. بچه م باهوش شه.

خواب. خیلی شیرینه. منم دوست دارم زیاد بخوابم.

الان برای سزارین خیلی سخت میگیرن. میگن مجوز پزشکو باطل میکنن. کمتر دکتری همچین ریسکی میکنه.

سلام عزیزم. من مدت هاست که وبلاگتون رو میخونم ولی اولین بار که کامنت میزارم. راستش من  وقتی فهمیدم حامله هستین قبل از هر احساسی تعجب کردم.... من خودم عاشق بچم ولی راستش برای من سوال که شما که بر اساس نوشته هاتون کلی با همسرتون مشکل دارین چرا میخواین یه بچه رو این وسط بدبخت کنین؟ من توی زندگی شما نیستم و قصدم هم این نیست که قضاوتتون بکنم ولی واقعا زندگی زناشویی شما آنقدر  پایدار هست که ناخواسته یک بچه بی گناه هم بهش اضافه بشه؟  امیدوارم که واقعیت زندگیتون  برعکس برداشت من از نوشته هاتون باشه...  اگر اینجور نیست خواهش میکنم به این مسئله و آینده این زندگی با یه بچه بیشتر فکر کنید. میدونم خانم مستقل هستین و از پس خیلی از مشکلات به تنهایی بر میآین ولی بچه ها برای یک زندگی سالم نیاز به حضور مادر و پدر دارن . براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.
پاسخ:

سلام بیتا جان عزیزم. مرسی که بالاخره کامنت گذاشتی و سوالتو پرسیدی. میدونی بیتا جان معمولا آدم تو وبلاگ از مسائلی مینویسه که جای دیگه با افزاد آشنا نمیتونه صحبت کنه. یعنی واقعا میشه تلخی های زندگی. حداقل برای من اینطوریه. و چون همه تلخی ها یه جا جمع میشه بنظر خیلی بد می یاد. همسر من اونقدر بد نیست. آدم اذیت کن و آزار دهی نیست. بیشتر وقتها بیرون از خونه ست. کارش یه جور دیر می یاد خونه. وقتی می یاد بیشتر سرگرم موبایل و اینترنت و تی ویه. یعنی زیاد همدیگه رو نمیبینیم که بخوایم دعوا کنیم. از لحاظ مالی وضعیتش خوبه. خسیس نیست. اهل سفر و تفریح و گشت و گذاره. و تو تفریح از هیچ خرجی دریغ نمیکنه. مسئله اینه که من خیلی پرانرژی نیستم و نمیتونم پابه پاش برم. (البته سعی خودم رو میکنم) ولی خب سخته. زیاد ابراز نمیکنه ولی خیلی دوستم داره. اخلاقش یه جوریه که زود عصبانی میشه ولی زود هم آروم میشه و می یاد منت کشی تا از دلم در نیاره هم آروم نمیشه. رابطه اش با پدر و مادرم اصلا خوب نیست. خب این دو طرفه ست. امسال عید میخواست بیاد خونه پدر و مادرم و یه جورایی عذرخواهی کنه ولی پدر و مادرم قبول نکردن و درواقع ردش کردن.

یه مشکل دیگه این که تو خونه تنبله و کار نمیکنه. این هم خسته ام میکنه. میدونی همه زوجها تو زندگی هاشون مشکل دارن. خیلی خیلی بدتر از مشکلات من. ولی یه عده نمیگن یه عده میگن. من هیچ جای دیگه اینارو نمیگم. پس همکارا فکر میکنن من زندگی خیلی خوبی دارم. و همسرم هم خیلی خوبه. ولی دوستای وبلاگیم فکر میکنن همسرم خیلی بده. دقیقا حکایت یه فیله تو اتاق تاریک. در مورد بچه دار شدن هم باید تصمیم میگرفتم. من اگه دیرتر اقدام میکردم شاید باید کلا قید بچه رو برای همیشه میزدم. چون 2 ماه دیگه 37 سالم تموم میشه. تصمیم سختی بود ولی باید انتخاب میکردم.

وای پرنسس اسم یکی از اقوام دور ما میشه فک و فامیل زنداییم که یه خانم ۶۰ و خورده ای ساله است اسمشون نی نی هست، خخ، شصت سال پیش یه همچین ابتکار عملی داشتن در نامگذاری، از اونجایی که قدیمی حساب میشه، لدفا اسم بروزتری بذار واسه جیگر خاله ;-) 

اتفاقا اون آقایونی که علاقه نشون نمیدن بعد که نی نی بیاد عاااااااشقش میشن، خود مادر هم همینطور، دوستمم موقع بارداری حسی نداشت بعد دنیا اومدن بچش از شدت علاقه میخواست بخورتش و میگفت بیخود نیست گربه ها یکی از بچه هاشونو 
میخورن از شدت علاقه اس، خخخخ :-D 


کاملا هوشمندانه عمل می کنی مامان خوشگله که با تو دلی میحرفی هم میفهمه هم باهوش و هوشیار میشه قربونش برم، بیگ لایک به آموزش اینترنشنالت

فک میکنم تو این دوران رژیم غذایی خیلی مهمه، در مورد زایمان طبیعی بدنبال دکتر مناسب باید باشید که کلاساشون که دونفره با همسر هست و کلاس ورزشا رو شرکت کنید، نگران نباش من از هر کس شنیدم خیلی راضی بوده، مطمینم بهترین و راحت ترین زایمان رو خواهی داشت

اسم وبلاگ عااالی

پاسخ:

وای چه اسم زیبایی داره این فامیلتون. ولی راست میگی قدیمی شده. فعلا تا انتخاب اسم بعدی نی نی صداش میکنیم و بعد به محض پیدا کردن اسم مناسبتر تغییرش میدیم.

همسرم بچه های دیگه رو میبینه خیلی ذوق میکنه و باهاشون بازی میکنه. احتمالا بدنیا بیاد با بچه خودش خیلی مهربونتره.

بعضی وقتا باهاش حرف میزنم بعضی وقتها با هم آهنگ گوش میدیم. دوست شدیم با هم. ولی هنوز خیلی صمیمی نشدیم.

واااااااااای از زایمان میترسم. باید راجبش با دکترم صحبت کنم.

۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۸:۴۳ مژگان از گرگان

سلام مامان پرنسس زیبای حرف گوش کن خودم! اول از همه بابت تغیثر عنوان وبلاگت ازت ممنونم امیدورام این تغییر به سمت "ناگفته های فوق شیرین زندگی" ادامه پیدا کنه! در مورد اسم هم باید بگم که انتخاب اسم به نظر من جزء سخت ترین کارهای دنیاس! مخصوصاص اسم دختر واقعا سخته! ولی از اونجایی که میدونم خوش سلیقه هستی خیالم راحته ازت! مراقب خودت و نی نی گلی!! باش.

راستی من و همسرم هم تا قبل از انتخاب اسم دخترمون رو نی نی گلی صدا میزدیم!!! پس نگران نباش این نی نی گفتنا همه جاییه!

و اما در مرود زایمان! راست میگی این روزا فوق العاده سخت میگیرن برای سزارین. تازه اون موقعی که دختر من میخواست دنیا بیاد میگفتن اگه میخوایین سزارین بشین برین ساری! فکر کن قبل از اینکه ساری اینقدر سفت و سخت بگیره گرگان داغون بوده از سخت گیری! ولی در کل بهش فکرز نکن! از زمان حال لذت ببر. نذار نگرانی در مورد شیرینی های این روزاتو از بین ببره

پاسخ:

سلام مژی جان. اسم دختر مد نظر دارم. اتفاقا اسم دختر برام راحتتره انتخابش تا پسر. از هیچ اسم پسری خوشم نمی یاد فعلا. ولی سعی میکنم اسم خوب برای نی نی بگیرم بعدا شاکی نشه. آره دیگه همه میگن نی نی. آخه دختر و پسرشم الان معلوم نیست.

ساری خیلی سخت میگیرن. بخصوص بیمارستانی که دکترم توش کار میکنه از همه سخت گیرتره. شانسه بخدا. ولی از طرفی شنیدم زایمان طبیعی بدون درد انجام میدن و از سزارین  خیلی بهتره.

۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۹:۰۰ مژگان از گرگان

راسنی یه نکته مهم دیگه یادم رفت!!! ما هم جدیدا با چالش انتخاب اسم برای عروسکهای دخترم مواجه شدیم!!! (انتخاب اسم خودش کم سخت بود حالا برای عروسکاشم داریم اسم انتخاب میکنیم!!!)

و اما اسامی منتخب:

یه عروسک جوجه کوچولو داره ------» اسمش : جوجه !!

یه عروسک خرس داره  -----» اسمش: خرسی!!!

یه عروسک فیل داره ------» اسمش: فیل مهربون!!!  :| :| :|

یعنی خلاقیت موج میزنه!!! موندیم برای بقیه عروسکاش چه اسمش انتخاب کنیم!!! رااااستی دیشب یه جوجه دیگه براش خریدیم همش با خودم میگم اینو با چه اسمی به بچه بشناسونم!!!! راهنمایی پلیز!!!

پاسخ:

اگه رنگی هستن مثلا بگو جوجه آبی .جوجه قرمز. یا اگه خیلی توش رنگ داره بگو جوجه رنگی.

رو سایز هم میتونی تاکید کنی. جوجه بزرگه. جوجه کوچیکه.

یا روی قدمت تمرکز کن. جوجه قبلیه. جوجه جدیده .

سئوال دیگه ای داشتی در خدمتم عزیزم.

۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۹:۰۷ مژگان از گرگان
گرگان هم فوق العاده سخت میگیرن! حتی بیمارستان های خصوصی که نونشون تو همین عمل های سزارینه! آمره منم در مورد زایمان بدون درد شنیدم! یه گازی (اسمشو یادم رفته) موقع زایمان میذارن جلو بینی مادر موقع تنفس همون باعث کاهش درد میشه! میتونی بری بیمارستان کامل تحقیق کنی! اون موقع من رفتم بیمارستان گفت قراره بیاریم! الان نمیدونم آوردن یا نه! ولی اگه باشه فکر کنم خیلی خوب باشه و دیگه کسی به خاطر درد زایمان طبیعی نمیره سراغ سزارین. به هر حال تاااااا 8 ماه دیگه خدا بزرگه!اصلا نگران نباش. مهم خوده نی نی گلیه
پاسخ:
زایمان بدون درد بنظرم خیلی خوبه. احتمالا تا 8 ماه دیگه امکاناتشون کامل میشه. عوضش آدم سریع سرپا میشه و از عهده کارهای خودش بر می یاد. راست میگی باید برم در موردش تحقیق کنم. سعی میکنم زیاد نگران نباشم. مرسی که بهم دلگرمی میدی. چقدر خوبه تو هستی.
۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۹:۰۹ مژگان از گرگان
دمت گرم با ایده های فوق کدرنت! البته من فقط در حد اینکه بگم جوجه بنفشه!!! به ذهنم رسیده بود (خلاقیت در حد رنگ!!) به ابعاد و قدمت توجه نکرده بودم! بازم مرسی ایده خوبی بود! :))))))
پاسخ:
خواهش میکنم. تو هوش منو دست کم گرفته بودی؟؟ تو نامگذاری مطمئن باش کم نمی یارم. نی نی تپل مپلتو هم از طرف من ببوس.
۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۹:۴۲ بـانـوی بـرفـی
هشت هفته گوش جنین کامل تشکیل شده وصداها رو میشنوه اما من نه ماه رو باهاش حرف میزدم😀
بعضی دکترها پارتی دارن میتونن انجام بدن 
چون از طبیعی میترسی میگم من خودم میترسیدم
پاسخ:

خوش بحالتون همه تون این دوران رو گذروندین. 8 هفته؟؟؟ خب پس هنوز زوده. 9 ماه حرف بزنم؟؟؟؟ کی حالشو داره؟؟؟؟؟؟؟ من تنبلو نمیشناسی بانو جان؟؟؟؟

دیگه دوره پارتی بازی گذشته عزیزم. همه باید طبیعی زایمان کنن.

سلام عزیزم.. شاید باورت نشه ولی واقعا از صمیم قلب خوشحالم که زندگیتون با برداشت من از نوشته هات فرق داره. امیدوارم که به سلامتی نی نی نازتون بدنیا بیاد و زندگیتون رو زیباتر بکنه. متاسفم که پدر مادر تون و همسرتون با هم کنار نمیان میدونم چقدر این مسئله میتونه برای شما که این وسط هستین آزار دهنده باشه... ولی شاید وجود بچه باعث بشه هر دو طرف کوتاه بیان 😉. ممنون که از کامنت من برداشت بدی نکردین و با محبت جواب دادین❤
پاسخ:
نه عزیزم چر ا بد برداشت کنم. راستش منم تو مجردیم همین نظر رو داشتم. ولی بعد از ازدواج کلا آدم تو شرایط دیگه ای قرار میگیره و تصمیم گیریهاش خیلی متفاوت میشه. منم فکر میکنم بعد از بدنیا اومدن نی نی این دو طرف لجباز ماجرا یه جوری با هم کنار بیان. خوشحالم که خوشحال شدی عزیزم.
چه جالب منم الان تو وبلاگم جواب کامنتت نوشتم نینی چیزی به ذهنم نرسید خخخ
خدا روشکر نینی اذیتت نمی‌کنه حالت تهوع و اینا ،ایشالا بچه ی آرومی میشه برای مامان کارمندش .
آفففففرین از الان انگلیسی حرف بزن دنیا اومد عوض گریه ایرانی گریه خارجی کنه :)))
پرنسس سی و هفت سالته ؟؟؟؟؟؟؟واقعا شوکه شدم من حس می‌کردم نهایتا سی سالت باشه از نوشته هات البته اینطوری برداشت کردم ایشالا عمر با عزت داشته باشی گلم 
من الان بالا رفتن سنمو دوس دارم ولی نمی دونم بعدا نظرم چی باشه دوست دارم زود سی و پنج به بالا بشم 
پاسخ:

آیلین جان من اصلا 37 نشون نمیدم. واقعا جدی میگم به هر کسی میگم باورش نمیشه صورتم bqby face منو سن بالا نبینی ها. همون 30 سال درنظرم بگیر . آفرین عسیسم.

آره نی نی م باکلاسه. انگلیسی گریه میکنه.

چرا دوست داری سنت بره بالا؟ چه عجله ایه حالا؟

۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۴ بـانـوی بـرفـی
انشالله که تو هم به سلامت میگذرونی😍
سه ماه اخر رو خیلی باهاش حرف بزن
اگه قانونشون اینطوری باشه افتضاحه
پاسخ:

میگذرونیم بالاخره. 3 ماه آخر رو باهاش بیشتر حرف میزنم . قانونشون همینه متاسفانه. ولی خب برای همه هست دیگه. شاید هم خوب باشه. نمیدونم.

پرنسس جونم بعید می دونم تا هشت ماه دیگه قانون عدم انجام سزارین انتخابی توسط مادر از بین بره اگر خیلی میترسی و دوس داری سزار شی باید به دکترت بگی ببرتت خصوصی تو همون ساری من می دونم انجام می دن نمی دونم کلینیک شفا ؟ امیر مازندرانی ؟ یه کدوم یا هردوی اینا راستش خیلی اسماشونو بلد نیستم و در مورد زایمان بی درد هم علاوه بر اون گازه که اسمش انتونکس هست و خیلی بی دردی خوبی نمی ده امپول های بی حسی هست که متخصص بیهوشی برات می زنه تو کمرت و تو دیگه اون دردای وحشتناک رو نداری ، نه اینکه اصلا درد نداشته باشی ها داری ولی خیلییییییی کمتر 
اخی یادش به خیر من غوره داشتم 
اسم گذاری که خیلی سخته خیلی هااااااااااااا 
راستی کاری سوالی داشتی من تو وبلاک جورابم می نویسم 
www.jourab.blogfa.com
پاسخ:

سلام خانم دکتر عزیزم. خوبی؟؟ ببین بیمارستان شفا و امیر مازندرانی هر دو خصوصی هستن و هر دو بسیار سفت و سخت اجازه سزارین نمیدن. ولی در مورد زایمان بدون درد بنظرم خوب می یاد. فقط اون تزریق داخل نخاع برای بی حسی خطرناک نیست؟؟؟؟؟

هر کاری داشتم حتما می یام وبلاگت میپرسم عزیزم. مرسی که با حوصله توضیح میدی برام.

۲۴ آبان ۹۶ ، ۱۲:۲۳ بانوی تیر ماهی
سلام مامانی بانو ^ـ^

چقدر با کلاس میشه این نی نی شما ^ـ^
خب هنوز که نی نیه رفته رفته میتونی اسمشو عوض کنی . حتی الان میتونی برنجک صداش کنی :-))

زایمان طبیعی که راحت تره و میگن مادر زودتر سر پا میشه. چرا میترسی ازش ؟
پاسخ:

سلام عزیز دلم. مامانی بانو کیه؟؟؟ منم؟؟؟؟؟؟ هیچوقت خودمو مامان تصور نمیکردم. ولی راست میگی. منم مامان شدم. چه جالب.

نی نی م خیلی باکلاسه. البته اینروزا دیگه زیاد حوصله حرف زدن باهاشو ندارم. وقت ندارم راستشو بخوای. نی نی م درکم میکنه.

الان از برنجی در اومده شده اندازه ناخن شصت. بهتره شصتی صداش کنم.

دردهای وحشتناکشو چیکار کنم؟؟؟ من در تحمل درد خیلی عاجزم. ولی اینکه زود سر پا میشن خیلی خوبه. شایدم خیلی ترسناک نباشه نمیدونم.

عزیزم تو کامنتها دیدم که سنتون بالای ۳۵ هست.معمولا سن بالای ۳۵ که زایمان اولش باشه سزارین میکنن که به نظر منی که هر دو رو تجربه کردم  خیلی راحت تر از طبیعی هست. 
پاسخ:
راست میگی؟ از کجا میدونی؟ اگ همه شرایطم خوب باشه فقط بخاطر اینکه بالای 35 هستم سزارینم میکنن؟؟؟ منم فکر میکنم سزارین راحتتره.
من از نامزدیم تا حالا دارم اسم انتخاب میکنم به نتیجه نرسیدم،خیلی سخته.

راجه به زایمان بدون درد،چند نوع داریم.یکیش رو به سرم تزریق میکنن، که دخترعموی من دوتا دختراش رو اینجوری دنیا آورد بدون درد و طبیعی.یکیش هم به نخاع.
خطرناک نیست،من برای عملم از نخاع بی حس شدم.
حتی برای سزارین هم خیلی جاها از نخاع بی حس میکنن بیهوش نمیکنن دیگه.
پاسخ:

داری اسم برای نی نی انتخاب میکنی؟ راست میگی.  خیلی کار سختیه.

از اون مدل سرم خوشم اومد. از نخاع میترسم. باید راجبش تحقیق کنم.

آره منم شنیدم اکثر دکترا بی حسی نخاعی رو ترجیح میدن به بیهوشی کامل.

نمیدونم والا.


۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۱:۵۷ بانوی تیر ماهی
سلام دوباره
خب آره دیگه باید از این به بعد مامانی صدات کنیم :-)

دردهاش وحشتناکه اما خب زود سر پا میشی خودشم که درد فقط موقع زایمانه. یعنی بدن آدم زودتر به حالت عادی خودش برمیگرده و این خیلی بهتره [چشمک]

دختر عموی من سزارین کرده بود و بعد از عمل بخاطر آمپولی که بهش زده بودن کمر درد داشت و الان هم داره. همیشه میگه بعد از زیمان این کمردرد باهامه

بازم باید تحقیق کنی
پاسخ:

دیشب به همسر گفتم چقدر شما مردا خوش شانسین مفت مفت بچه دار میشین. نه 9 ماه حمل و نقلش میکنین نه زایمان میکنین نه دو سال شیر میدین به بچه. همه این بدبختیها مال ماست. میگه عوضش مادر میشی. گفتم یعنی تو پدر نمیشی؟؟

چرا؟؟؟؟ آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟

دیگه نمیخوام به زایمان فکر کنم هنوز مونده تا تیر ماه.

سلام  عزیزم  خوبی? تبریک میگم نی نی دار شدنت رو انشاءالله به  سلامتی  به  دنیا  بیاد،عزیزم  منو همسرم هم  ۲ماه اقدام کردیم ولی  هنوز  قسمت  نشده  شما چقدر منتظر بودید ؟
پاسخ:
سلام ستاره بانوی عزیزم. 2 ماه خب هنوز خیلی زوده. همکارم ماه سوم نتیجه گرفت . ولی تا یکسال هم طبیعیه. ولی من همون ماه اول نتیجه گرفتم عزیزم. انشالله شما هم همین ماه نتیجه میگیری. حتما خبرشو بهم بده.
مرسی  عزیزم امیدوارم  همینطور بشه انشاءالله  شما  هم  به  سلامتی  به  دنیا  بیاد 
پاسخ:

انشاءالله بچه های همه سالم بدنیا بیان. الان تنها چیزی که برام مهمه اینه که بچه ام سالم باشه. شما هم انشالله خیلی زود خبر خوب رو بهم میدی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی