ناگفته های پنهان زندگی

ضامن

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۱ ب.ظ

بالاخره رفت دنبال وامش. 3 تا ضامن میخواد. اولیش که منم. دومی و سومی که همکاراشن.

 یکیش هم شناسنامه هم کارت ملیشو گم کرده . تازه میخواد بره دنبال صدور مجدد کارت ملی و شناسنامه اش.

یکی دیگه دسته چک بهش نمیدن چون برگه های چکشو معلوم نیست کجاها داده و چقدر بدهی داره و ....

قرار بود بره دنبال دسته چک که دیروز اومد به همسر گفت بخاطر اینکه خانمش راضی نیست ضامن بشه (گویا قبلا قول داده بود که ضامن کسی نشه) نمیتونه ضامن بشه. خب پس یه ضامن کم داره.

دیشب به من میگفت پدرت چرا نمی یاد ضامنم بشه؟

گفتم تو روت میشه این حرفو بزنی؟؟؟ تو نبودی اون همه تو روش بهش بی احترامی کردی؟؟؟؟؟ کلی بی ادبی کردی؟؟؟

و از اون موقع کلا قطع رابطه این؟؟؟؟؟ حالا پررو پررو توقع داری بیاد ضامنتم بشه؟؟؟؟؟

گفتم پدر خودت چرا  نمی یاد  ضامنت بشه؟؟

میگه حقوقش پایینه. بانک قبول نمیکنه/

میگم به عموی پولدارت بگو بیاد ضامنت بشه.

گفت اون که ضامن بچه خودشم نشد.

گفتم بگو شوهر خواهرت بیاد .

میگه اون که تو کرجه. نمیتونه بیاد.

بهش گفتم موقع مهمانی رفتن و مهمانی دادن که میشه فک و فامیل و دوست و آشناهای شما حد و حساب ندارن. فقط با خواجه حافظ رفت و آمد ندارین دیگه.

موقع وام گرفتن و ضمانت وام که میشه کلا هیچ کسو ندارین. همه یه جورایی مشکل دارن.

گفت خب خواهر تو چرا نمی یاد ضامنم بشه؟؟؟

گفتم موقع اش که میشه ادعای شما ک.و. ن خر رو پاره میکنه که ما فلانیم ما فلینم ما تارک دنیا نیستیم ما با همه در ارتباطیم ما فامیلا همدیگه رو تنها نمیذاریم. چپ و راست تعارف برای هم تیکه پاره میکنین. شب و روز خونه همدیگه ولو این.

اینجور مواقع همه خودشونو میکشن کنار تازه یاد فامیلای من می یفتی/؟؟؟؟؟

کور خوندی. وام توئه خودتم باید ضامن پیدا کنی. رو فامیلای من اصلا حساب نکن.

فامیلای تو موقع زحمت دادن فقط فامیلن جاش که برسه موقع کمک کردن که بشه هیچ کدوم به هیچ دردی نمیخورن هیچ خیری به آدم نمیرسونن.

گفت خب ما منفعت طلب نیستیم با مردم بخاطر منافعشون معاشرت نمیکنیم.

گفتم تو پول پرست مادی دیگه از این حرفا برای من نزن. حنات پیش من یکی رنگی نداره . اگه یه نفر باشه تو دنیا که زندگیش بر مبنای پول پرستی و فرصت طلبی بنا شده باشه اون تویی. حتی انقدر سیاست هم نداری تو ذهنت این افکار خبیثانتو نگه داری تو هر بحث و مجادله ای همه رو به زبون می یاری.

تو برای من جانماز آب نکش.

والا بخدا. آدم چقدر میتونه پررو باشه.

فعلا که من آب پاکی رو رو دستش ریختم. بذار بره جلو این و اون گردن کج کنه تقاضای ضمانت بکنه بفهمه وام گرفتن و پول جمع کردن و خونه خریدن به این راحتی ها نیست. اگه تا الان مفت نشسته تو خونه بابام، لطف پدر و مادرم بوده.

که چپ و راست به من نگه پدر و مادر تو که مارو ساپورت نمیکنن.

نمک نشناس پررو.

خب از نق زدن که بگذریم عارضم خدمتتون که ....................

دارن می یان. دارن می یان. دارن می یان.

امشب راه می یفتن. فردا صبح اینجان. با قطار می یان.

باز ما 4 روز تعطیل شدیم و بارشونو بستن دارن می یان.

ما هم که باید در خدمت باشیم. منم از اول هفته قیمه درست کردم انداختم تو فریزر. والا. کی حال داره آنلاین غذا درست کنه. البته این تازه شد یه وعده. برای وعده های دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم؟ البته امیدورام زیاد مزاحم ما نباشن بیشتر برن  خونه مادربزرگه. فعلا که فردا صبح میرن اونجا. علتشم اینه که من فردا سر کارم. بعله. وگرنه پا میذاشتم رو تخم چشامون.

اوه اینم که نق شد.

چی بگم که شبیه نق زدن نباشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه نق بزرگ دیگه هم دارم. ولی چون یه نامه فوری دارم باید برم بزنم فعلا نمیتونم راجب اون نقه صحبت کنم.

ایشالا فرصتهای آتی.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۴
پرنسس معتمد

نظرات  (۹)

سلام پرنسس جان 
من الان می ترسم کلا پشیمون بشه و دنبال وام نره وییییییییییییی ایشالا یه ضامن از دوستای خودش جور کنه و وامشو بگیره من شبانه روز دعا می کنم خخخخ
ای وای دارن میان ؟؟؟؟؟ فقط سخت نگیر و راحت باش بزار اذیت نشی دیگه توصیه ی دیگه ای ندارم مادر شوهر منم دروغ نگم هر روز ولی یه روز در میون سرمیزنه درسته برا شام و ناهار نمیاد ولی باز معذب میشم اعصابم خرد میشه
پاسخ:

نه پشیمون که نمیشه. ولی خب بهانه ای پیدا کرده که بازم وام گرفتن و خونه خریدنو عقب بندازه.

آره اومدن و حالا دیگه نصفشون رفتن. نصفشون فعلا خونه مادربزرگ هستن. و دوباره امشب قراره بیان خونه ما.

من تدارک آنچنانی نمیبینم. ولی بازم مهمان خسته کنند هست. و اینکه مادرشوهرت هر روز می یاد خونه تون خیلی عذاب آوره.


۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۵:۴۳ بـانـوی بـرفـی
پس بالاخره باید ضامن بشی نکنه وام گرفت بخواد قسطش رو بزاره گردن خودت😳
وای پرنسس چرا بهشون نمیگی تعطیلات خونه نیستی خودت میخوای بری بیرون؟
باورت میشه خانواده ی شوهر من هنوز شام وناهار نیومدن هر کاری میخواستن بکنن میگفتن خونه ی بچمونه ولی واسه شام وناهار توقع دعوت نامه داشتن این شد که حتی مناسبتی هم نیومدن با اینکه نزدیک هم هستیم ولی نهایت سالی سه یا چهار بار فقط سر میزنن 
پاسخ:

خب این که خیلی خوبه. همون بهتر که منتظر دعوتنامه ان. مزاحمت نمیشن.

قسطش رو گرد نمن نمیندازه. همچین اخلاقایی نداره خدارو شکر.

من اگ هبگم تعطیلات خونه نیستم شوهره که بهشون میگه خونه هستیم. از خداشه فامیلاشون بیان خونمون تلپ شن. خودش که اذیت نمیشه. خوشحالم میشه.

۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۶:۵۱ خـــانمِ کـــوهنـــورد
شوهرو فیتیله پیچش کردی 
گاهی وقتا لازمه به روش بیاری منم به روش میارم محبتای خانوادم رو وقتی خانواده خودش یک قرون به ما پول ندادن البته بیچاره خودش چپ و راست از خانوادم تعریف می کنه ها ولی خب بازم یه جاهایی یادش می ره ..

عزیزم چیزی ک زیاده غذای نذری.. ببرشون هییت غذا بگیرن بخورن کی حال داره بپزه :|
پاسخ:

آره خب لازمه. همسر تو که خیلی خوبه . قدرشو بدون. برات خیلی خوشحالم. ایشالا همیشه خوشبخت باشین.

همین کارو کردیم. تاسوعا و عاشورا که ناهار بردیمشون بیرون غذا نذری خوردیم. 2 روز دیگه رو در خدمتشون بودیم.

۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۹:۳۰ مژگان غلامی
واقعا این ایام  رو بهتون تسلیت میگم پرنسس عزیز .چون چه عزاداری بالاتر از پذیرایی از قوم الظالمین؟ اجرتون با سیدالشهدا. خدا رحم کنه بهتون. خیلییییییییییییییییی سخته. من اگه بودم از زور حرص و عصبانیت هر روز دعوا راه مینداختم. اصلا از مهمون شام و نهاری وخواب خوشم نمیاد. مهمون یک وعده. باقیش عذابه. خدا صبرتون بده انشاالله.
پاسخ:

اگه جرئت دعوا و عصبانیت رو داشتم حتما همونطور عمل میکردم. مشکل اینجاست که یک عدد وحشی در منزل دارم که اجازه این خودنماییها رو بهم نمیده. وگرنه خوب بلد بودم از پسش بر بیام. حیف که استعداد دارم ولی امکانات ندارم.

عوضش احتمالا سختی زندگی میگیرم. اون دنیا منو میبرنن تو طبقه هفتم بهشت.


اوه او ه من کلمه به کلمه پستت رو که میخوندم استرس میگرفتم! ببخشید اینطوری میگم ولی همسرت واقعا پرتوقعه! اصلا و ابدا پای خانواده ت رو به بانک باز نکن! بذار خودش یه فکری بکنه. اگه میتونی خونه رو هم یا به نام خودت بزن یا حداقل نصف نصف به نام هر دوتاتون باشه. اینطوری شاید یکم بیشتر مراقب رفتارش باشه! میگم پرنسس واقعا خدا بهت صبر بده! من از یک ماه پیش چشم به این تعطیلی داشتم که لااقل 4 روز فقط بخوابم! چرا خانواده همسرت اینقدر درکشون پایینه؟ به نظر من یه بار محترمانه ولی خیلی واضح و روشن بگو من دوست دارم تعطیلات فقط استراحت کنم چون تو طول هفته واقعا خسته میشم! باور کن من به جای تو خسته میشم میبینم اینهمه مهمون داری میکنی!!!
پاسخ:

پرتوقع براش خیلی کمه. از پرتوقع اون طرف تره.

راستش اینبار بهشون گفتم. گفتم که من تو تعطیلات دلم میخواد خونه باشم و استراحت کنم. حالا تو پست بعدی توضیح میدم که چی شد اینو بهشون گفتم. البته من فکرمیکنم اونا خوب منو شناختن و خوب میدونن که دلم نمیخواد بیان خونمون. ولی می یان. میدونی چرا؟ چون دقیقا مثل شوهرم اونا همیشه خودشونو تو الویت قرار میدن. میخوان بهشون خوش بگذره. میخوان تعطیلات برن سفر. اصلا هم براشون مهم نیست که میزبان چقدر اذیت بشه. میدونن که میزبان اذیت میشه ولی خب چه اهمیتی داره؟ مهم اینه که اونا بهشون خوش بگذره.

و این اخلاقشون دقیقا اخلاق همسره.

جدی جدی چه پررو هست
چجوری تونست فکر خبیثانه اش رو به زبون بیاره که بابات ضامنش بشه(یه عالمه شکلک تعجب توذهنت مجسم کن)

پاسخ:
آخ مینا جون اگه بدونی این خانواده همه شون خیلی پررو هستن. اصلا حد و حساب نداه. خیلی پرتوقع ان. انگار یه سری چیزهای واضح رو اصلا نمیبینن یا نمیفهمن. یا میفهمن و خودشونو میزنن به کوچه علی چپ. ولی برای من واقعا عجیبن.
خوب تو وقت اداری وبلاگت را پر میکنی از مطلب.
میگم چرا تو هر اداره ای کار دارم خانومها همش تو کامپیوترشون سرک میکشند و در حال تایپ کردن هستن.همه هم میگن داریم نامه مینویسیم.نگو نامه اداری نیست.تایپ وبلاگی دارند انجام میدهند.
....................
بازم میگم ضامن نشو تا مجبور بشه سر جلوی این اون پایین بیاره تا قدر خونه فعلیش را بفهمهد.
دنبال کاراش هم نرو.بذار تنها برود تا انرژی اش هدر برود تا خسته کوفته بیاد خونه و دنبال الافی با دوستاش نباشه.
این بنفع خودت هم هست.شما باید فقط در مرحله دوم وقتی خونه های مناسب انتخاب شد بروی برای دیدن خونه.مرحله اول بذار تنها برود.شما بیکار که نیستی هر خونه ای را ببینید.
پاسخ:
مشاوره عزیز همسر من دنبال بهانه ست که دیرتر خونه بخره و دیرتر از این خونه پا شیم. بخاطر همین از ضامن نشدن من استقبال میکنه. و یه بهانه توپ پیدا میکنه که اصلا دنبال خونه نره. اگه ضامنش میشم فقط بخاطر اینه که کارمون زودتر راه بیفته.
۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۸ قصه عشق ما
چه وام پر درد سری شد نگیرین هم نمیشه بگیرین هم بازم نمیشه....
خدا ختم ماجرا رو به خیر کنه
قوم الظالمین اومدن پس خخخ زین پس حتی شده برین پهنه کلا برین اما به بقیه بگین هستین سفر ولله....شرایط برای شما که شاغلین سخته واقعا....
فدای پرنسس

پاسخ:

قوم الظالمین عاشق ددرن. همیشه از وام گرفتن بدم می یومد. ولی اگه نگیریم هم واقعا نمیشه.

حتی اگه من هم دروغ بگم که نیستیم خونه ، همسر عزیز لو میده مارو.

سلام
 بنظرم وقتی مهمان داری 2 غذا راحتره.اذیت هم نمیشی.
ماکارونی با سویا یا گوشت چرخ کرده.
دمپخت ساده.حالا دوست داشتی با گوشت.
...................
یادم رفت بگم.من تو زمینه بورس و معاملات آنلاین سهام در بورس هم میتوانم مشاوره بدم.اگر دوست داشتی پولت را جایی سرمایه گذاری کنی که بیشتر از بانک سود کنی من راهش را بلدم.اگر خودت هم نخواستی اما بین دوست و آشنا کسی علاقه داشت باز درخدمتیم.
..................
یه نکته ای بگم هر چیزی زیاد تو فکرش باشی یا زیاد حساسیت نشون بدی دقیقا سراغت میاد.کمتر فکرت را مشغول دلنگرانی های اطرافت کن خواهی دید خبرهای ناراحت کننده از شما دور میشه.



پاسخ:

معمولا برای غذا خیلی خودمو اذیت نمیکنم. یا از قبل درست میکنم و میذارم فریزر یا از بیرون میخریم.

تو زمینه بورس؟؟؟؟؟ نمیدونم. زیاد اهل سرمایه گذاری نیستم. ولی بازم مرسی از اطلاع رسانیت.

با مطلب آخرت خیلی موافقم. همیشه همینطوره.


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی