ناگفته های پنهان زندگی

همسر

شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ق.ظ

نمیدونم چند نفر تو این دنیا هستن که مثل من از شوهرشون بیزارن. آدم چقدر راحت میتونه کاری کنه که همسرش ازش بیزار بشه. این اصلا هنر نیست. چرا مردا نمیفهمن؟

این روزا درگیر مسئله خرید خونه هستیم. نه خود مسئله خرید خونه. درگیر مسئله راه انداختن همسر برای رفتن به مشاوران املاک.

هر روز یه بهانه می یاره. یه روز خسته ست. یه روز مریضه. یه روز حال نداره. یه روز با دوستاش برنامه داره.

دیگه کفرمو در آورده. حالم ازش به هم میخوره.


خب دوستان عزیز پست سفرنامه رو پاک میکنم. نمیدونم چرا حس خوبی بهش ندارم. میترسم کسی بویی ببره. داستان بشه برام.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۸
پرنسس معتمد

نظرات  (۷)

پرنسس جان همین الان کلی برا پست سفرنامه نوشتم و ارسال کردم ولی پیغام ارسال برام نیومد! فکر کنم در حین نوشتن من پاکش کردید.

متاسفانه این بیزار کردن تنها هنر این دست از مرداست!
 
میدونم کارهاتون زیاده اما خودتون وقت بذارید برید دنبال خونه با تو سایت دنبالش بگردید و بعد همسر رو همراه کنید، نمی دونم اما با این شناختی که من پیدا کردم فکر نمی کنم همسرتون اصن تمایلی به تعویض داشته باشه.
حرص نخور و زندگی رو به کام خودتون تلخ نکن همه چی درست میشه ان شاالله
پاسخ:

سلام شیده جان. چه حیف شد کامنتت نرسید.

راستش من و بابام رفتیم دنبال خونه. ولی آقا معتقدن که فقط خودشون باید برن بگردن. تو این زمینه کار هیچ کس رو قبول ندارن. تازه نباید تحت فشار بزارمش. باید کاری به کارش نداشته باشم تا خودش سر فرصت بره بگرده. تازه خونه دخمه و آشغال هم نمیخواد بخره. خونه خیلی خوب میخواد. میگم پولمون نمیرسه باید به یه خونه معمولی رضایت بدیم. میگه خب برای جبران بقیه پول میتونیم خونه رو رهن بدیم. میگم ما باید زودتر از اینجا بریم. میگه برای چی؟ چه عجله ای داریم؟ اگه میتونین منو بیرون کنین.

با یه همچین موجود زبون نفهمی طرفم.

با شناختی که من ازش دارم، خونه رو میخره ولی منو دق میده تا بخره. تنها راهش اینه که من خودمو بزنم به بی خیالی. نباید نشون بدم که خیلی برام مهمه.

بهتره این راه رو امتحان کنم.


کار خوبی می کنی هر جور راحتی پاک کن که استرس نداشته باشی
محکم باش پرنسس رو حرفت بمون بزار خونه رو بخرید ،قلقشو خودت می دونی ولی تا اونجایی که من می دونم وقتی خونه بخرید خیلی به نفع توعه دیگه سرشکسته نمیشی 
امیدوارم سر عقل بیاد
پاسخ:

میدونی آیلین جون مسئله سر اینه که افتاده رو دنده لج. بهش بر خورده که گفتم باید از اینجا بریم. حالا هم میخواد زخمشو بزنه. میدونه که باید بریم ولی عمدا طولش میده تا مارو ناراحت کنه. دقیقا مثل خانوادشه. هم گناهکاره هم طلبکاره.

من که از خدامه زودتر بریم. قلقش اینه که یه مدت اسم خونه رو نیارم تا خودش به فکرش بیفته و بره دنبالش. هرچی بیشتر اصرار کنم اون بیشتر مقاومت میکنه.

عین بچه های 7 ساله برخورد میکنه.

سر عقل که بعید میدونم بیاد. ازش متنفرم. خودشم میدونه من ازش متنفرم. یه مدت مریض شده بود تو حرفاش بهم گفت نصف مریضیم بخاطر اینه که تو دوستم نداری.

خب همچین آدمی رو نمیشه دوست داشت. فکر کرده من مادرشم که هر غلطی کرد ببخشمش و به روی خودم نیارم.

مگه برای پست سفرنامه گذاشته بودی؟ من دیر رسیدم انگار!!! حیف شد:((((
برای خونه اگه میبینی سهل انگاری میکنه بهش بگو من با مثلا مامانم یا خواهرم میریم موردها رو میبینم چند تا خوبش رو که مورد پسندم بود نشون میکنم با هم بریم یکیشو نهایی کنیم
پاسخ:

خب قبول نمیکنه. میگه خودم باید بگردم کار هیچکسو قبول نداره. مژگان جون این حرفا برای ادمهایی هست که منطق سرشون بشه شوهر من بی منطق و کله شقه. هر خونه ای من دیدم تا حالا روش کلی عیب و ایراد گذاشته.  داره لج میکنه. پدر و مادرمم از اون طرف فشار آوردن که زودتر برین.

این وسط منم که دارم آزار میبینم. از هر دو طرف تحت فشارم. نمیدونم ببینم آخرش این سرنوشت ما رو به کجا میکشونه.

۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۷ آدم بـرفـی
آخه چرا انقدر شوهرت بی خیال وراحت طلبه
الان میفهمم چقدر فکرت درگیر خونه س خدا ککنه خونه بخرید ححداقل از خونه خیالت راحت باشه
شاید پیش خودش میگه کاری بهمون ندارن دخترشونه و مطمئن ولی یه برخورد جدی بشه حساب کار میاد دستش
پاسخ:

فکرم خیلی درگیره. به خیال خودش داره انتقام میگیره. فکر میکنه هر چی دیرتر از اونجا پاشیم بیشتر به خانواده ام فشار می یاد و اون هم دقیقا همینو میخواد. خودش بی ادبی کرد. خودش دعوا راه انداخت. خودش اشتباه کرد حالا خودشم میخواد انتقام بگیره.

برخورد جدی؟ اون از هیچکس حساب نمیبره. دیروز وقتی خیلی اصرار کردم زودتر خونه بخریم گفت اصلا من از اینجا بلند نمیشم اگه میتونین بیرونم کنین. انقدر بی شرم و حیاست.

با همچین آدمهایی نباید در افتاد. باید مدارا کرد. ولی من دیگه طاقت مدارا کردن ندارم.

واقعا راست میگی! از یه طرف فشار خانواده از یه طرف فشار همسر! تنها کسی که این وسط تحت فشاره و اذیت میشه زن بیچاره س! ان شاالله به زودی یه خونه خوب و مناسب و باب میلتون گیرتون بیاد و بخرین
پاسخ:
انشاء الله پیدا کنیم و بخریم. از این مسائل و مشکلات راحت بشم. وقتی خونمون جدا بشه خیلی از مسائل هم حل میشه. شاید دیگه انقدر با هم درگیر نشیم. کلا کاری به کارش ندارم. زندگی خودشو داشته باشه منم زندگی خودم. فقط یه همزیستی مسالمت آمیز داشته باشیم. چیز دیگه ای نمیخوام.
اخی ایشالا دست ازین کاراش برداره ،ایشالا انقدر اذیت نشی تو خیلی هم صبوری خودت خبر نداری 
خوب می کنی پاک می کنی 
پاسخ:
جدا صبورم؟ نه نیستم. اگه بودم انقدر از انتظار خسته و عصبی نمیشدم. نمیدونم شاید هم درست بشه. فعلا تو خونه آتش بس اعلام کردم و بهش برای خونه خریدن گیر نمیدم. میخوام ببینم خودش کی اقدام میکنه.
من امروز وارد وبلاگ شدم پست سفرنامه ات را بذار ما هم بخونیم.
نکنه تو هم مثل مارکوپولو تاجر ونیزی ایتالیایی رفته بودی آنتالیا شامپو پرژک بخری که حذفش کردیه؟؟
بذار تا ما هم از آنتالیا لذت ببریم.ما که تو عمرمون از ایران بیرون نرفتیمه.
مثل شوهرت هم پولدار نیستیم کنار ساحل آنتالیا صفا کنیم.
...............................
برای خونه اصلا حرفشو پیشش نزن.بذار خودش بره ببینه ولی بهش بگو 3 گزینه خوب نهایی که هم خوب باشه هم جاش مناسب باشه هم قیمتش مناسب باشه انتخاب کن اونوقت برو ببین.
حوصله داری تو شهر بیوفتی دنبال خونه.
باید خودش برود تا کمی خورد شود.
مردهای مغرور را تا میتوانی در کارشون تنها بذار تا انرژی فقط خودشان هدر رود.
فقط بابات باید بهش بگه زود فکر تخلیه خانه باش خونه را لازم دارم.
خودت هم دخالتی در دعوا نکن.

پاسخ:

پست سفرنامه رو نذارم بهتره. زیادی عصبانی بودم اون لحظه. خیلی خشن نوشتمش. بهتره نباشه تو وبلاگم.

اگه من دنبال خونه نرم اونم نمیره. مشاوره عزیز شوهر من الان 3 ساله داره خونه میخره. چرا تو این سه سال خونه نخرید. چون من خودمو کشیده بودم کنار. الانم خودمو بکشم کنار یه سه سال دیگه باید انتظار بکشم. مجبورم دخالت کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی