ناگفته های پنهان زندگی

کتاب سفر روح

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۰ ق.ظ

داستان از جایی شروع شد که من چندین سال قبل داشتم سریال the vampire diaries رو میدیدم. از اونجاییکه سریال تو هارد اکسترنال بود و من هر دفعه برای دیدنش باید لپ تاپ روشن میکردم و به تی وی وصل میکردم اینکارا وقت گیر بود و منم حوصله نداشتم.

حدود 8 قسمت رو دیده بودم بعد دیگه ولش کرده بودم با وجودیکه سریالش برام جذاب بود.

تا اینکه چند وقت پیش شبکه ت.ی.و.ی.پ.رش.ی.ا پخش این سریالو شروع کرد و من با اشتیاق فراوان شروع به دیدنش کردم.

این سبک فیلمها رو دوست دارم. در حال حاضر the 100 رو هم میبینم. سریالش قشنگ و مهیجه ولی برای من زیاد جذاب نیست. عوضش همسر خیلی دوستش داره.

خلاصه بدلیل علاقه فراوان به خاطرات خون آشام شروع به تحقیق و تفحص راجب بازیگران و داستان سریال کردم که متوجه شدم این سریال از سری فیلهای گرگ و میش الهام گرفته.

حالا برام گرگ و میش جالب شده بود فیلماشونو میتونم دانلود کنم و ببینم ولی کتابشو فعلا دانلود کردم و تصمیم داشتم بخونم.

چند صفحه ای رو هم خوندم.

یه روزی که داشتم دنبال این کتاب تو کامپیوترم میگشتم چشمم خورد به کتاب سفر روح که  قبلا دانلودش کرده بودم وفرصت نکرده بودم بخونم.

کتاب سفر روح رو شروع کردم به خوندن و باز دوباره تو برزخ تناسخ گیر کردم. خیلی سوال دارم. خیلی مسائل برام مبهمه.

کاش میتونستم از یه نفر آگاه به مسائل اینارو بپرسم.

ولی کجا میتونم پیداش کنم؟؟

بنظرم ما آدمها حق داریم بدونیم واقعا اینجا چه خبره.

از کجا اومدیم و به کجا میرویم. تو این کتاب نوشته ما جزئی از روح الهی هستیم زندگیهای مختلف رو تجربه میکنیم و تو هر زندگی با چالشهای جدید روبرو میشیم تا به رشد معنوی برسیم تا در نهایت بتونیم به ذات الهی وصل بشیم.

این وسط قانون کارما هست که وضعیت زندگیهای آینده مارو تعیین میکنه. یعنی خودمون هستیم که با افکار و رفتارمون و دیونی که به جا میذاریم بناهای زندگی بعدی مون رو میسازیم.

خب به هیچ چیزش کار ندارم فقط این داستان رو نمیفهمم که ما یعنی ارواح که هیچ زوالی نداریم و ابدی هستیم چرا از ذات الهی جدا شدیم و این مسیر سخت و طولانی رو باید طی کنیم تا در نهایت دوباره به ذات الهی برگردیم.

این وسط قراره چه چیزی عوض شه؟

اینهمه بازی با ارواح به چه منظوره؟

اگه ارواح ناپاکی بودیم چطور وصل به ذات الهی بودیم؟

اصلا نمیفهمم این فلسفه رو درک نمیکنم.

نه اشتباه  نکنین. خشمگین نیستم  و دنبال تناقضات نیستم فقط دنبال دلیلم. دلیل واضح و قانع کننده.

یه چیزی که بتونه ذهنمو آزاد کنه.

در همین راستا خیلی از اتفاقات مفهوم پیدا میکنه و معنی واقعی عدالت الهی دیده میشه ولی بازم نمیفهمم که چرا ما ناقص بوجود اومدیم و اینهمه دردسر داریم برای پاک شدن؟؟؟؟؟

هدف از همه اینا چی بوده؟؟؟؟؟

راستش تو این کتاب نوشته یک روح شاید هزاران زندگی روی زمین تجربه کنه  تا به مرحله رشد معنوی کامل برسه.

یعنی تعداد ارواح موجود محدودن. و این ارواح هستن که طی دوره های مختلف می یان و میرن.

گفته روح ناپلئون در جسم هیتلر متجلی شده. یعنی یک روح بوده که یکبار در جسم ناپلئون بوده و سالها بعد در جسم هیتلر متجلی شده و هر دو بار گند زده. روح خبیثی بوده ها.

الان معلوم نیست تو کدوم کالبده.

کاش یکی بود سوالات مارو جواب میداد. خیلی خیللی ذهنم درگیر این مسئله هست.

راستی یکی از هم اتاقیها که با هم همزمان ازدواج کردیم بارداره. چرا ااین رو گفتم؟؟؟

داستان داره میگم حالا. تازه دیروز فهمیده .

یه مسئله دیگه هم هست که باید راجبش توضیح بدم اونم اینه که .........

فعلا باید بریم دفتر مدیر جلسه داریم. بعدا می یام میگم.


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۰
پرنسس معتمد

نظرات  (۸)

خواهشا منو وارد این بحثای فلسفی نکن که اینقدر خسته و بی خوابم که نگو! و اما ادامه بحث! اونو هستم پایه م! بیا ببینیم داستان از چه قراره ;)
پاسخ:
بهت حق میدم خسته و بی خواب باشی. باشه می یام راجب اون داستانه میگم بهتون. :)
من ازین بحث تناسخ چیزی سر در نمیارم واقعا :|
پاسخ:
خب عزیزم کتاب سفر روح نوشته هارولد کلمپ رو بخون همه چیزا رو متوجه میشی. باور کن خیلی جالبه.
پس ادامه ماجرا چی شد؟ ما منتظریم ;)
پاسخ:
ماجرا؟؟؟ باورت میشه یادم رفت چی میخواستم بگم؟؟؟ تازشم تصمیم گرفتم دیگه غیبت نکنم. حتی تو صفحه مجازی. خیلی رو اعصابم به نظرت؟؟؟
مشکل از اونجاست که اشتباهی به ما گفته شد که جزیی از روح الهی هستیم.روح الهی در ما فقط دمیده شده.وقتی به چیزی میدمیم دَمِ ما فقط اون چیز رو متاثر میکنه مثلاً بو میگیره یا کمی گرم میشه اما هیچ وقت دم ما در اون چیز به دام نمی افته.ما ارواحی هستیم مثل ارواح حیوانی با این تفاوت که از دم الهی متاثر شدیم و فاکتورهای بیشتری داریم و میتونیم مسیر کمال و رسیدن به روح الهی رو طی کنیم.جایی خوندم اما یادم نیست کجا!سلام :)
پاسخ:

بنظرم حرفات منطقی می یاد. احتمال زیاد همینطوره. ولی زندگی مسیر سختیه. خیلی مواقع تحملش سخت میشه. کاش این داستانها از اول وجود نداشت. حس میکنم با روح و روانمون داره بازی میشه. انگار تو یه دور تسلسلی گیر کردیم که نه راه پس داریم نه راه پیش. نه میشه مرد نه میشه زندگی کرد نه هیچ راه خلاصی دیگه ای هست. هیچ شکنجه ای بالاتر از این نیست.

سلام. تو چطوری؟ خوبی؟

من همیشه خاموش میخونمت
اولین بار تو وب تو با تناسخ آشنا شدم
خیلی عجیبه.....ادم واقعا حس میکنه تجربش کرده .....
تو رو خدا بازم راجعبش مطلب بنویس
پاسخ:

مرسی از اینکه ازخاموشی در اومدی.

برای منم عجیبه. فاطمه جون کتابش تو اینترنت هست میتونی راحت دانلودش کنی. باید حتما بخونیش تا کاملا درکش کنی. اسم کتاب و نویسنده شو تو یکی از کامنتها  گذاشتم. اگه علاقمندی حتما بخون. منم سعی میکنم بیشتر راجبش بنویسم عزیزم.

پرنسس جون من فک کنم توی زندگی قبلیم شوهر بدی داشتم چون به شدت میترسم از ازدواج و همش به اتفاق ها و چیزای منفی فک میکنم ....از خواستگار وحشت دارم و دعا میکنم کسی نیاد یا وقتی به کسی جواب منفی میدم احساس ارامش میکنم....
پاسخ:
احتمال زیاد همینطور بوده چون منم اگه یه بار دیگه بدنیا بیام هرگز ازدواج نمیکنم. از هر چی مرد و  شوهر و جنس نر و ... متنفرم. ازشون بیزارم. تو هم احتمال زیاد تجربه بدی داری. ولی نگران نباش. گذر زمان همه چی رو درست میکنه.
با احترام به شما نازنین، تناسخ رو به هیچ وجه قبول ندارم
حیف نیست بجای این کتاب کتاب دیگه ای نمیخونید
پاسخ:
من هم هنوز تو دوگانگی هستم. ولی بیشتر به سمت پذیرشش هستم تا ردش. کتاب دیگه بخونم؟؟؟ یه کتاب خوب معرفی کن میخونم عزیزم.
پرنسس جانم اگر رد کردن تناسخ رو تو اینترنت سرچ کنید دلایل مختلف قرآنی و عقلی و متافیزیک در ردش اومده که خوندنش خالی از لطف نیست.
کتاب تو چه زمینه ای علاقه مندید؟ بنظرم کتابهای روانشناسی عالین.

پاسخ:
آره عزیزم همه اینا رو خوندم. ولی راستش قانع نشدم. من خودم ترجیح میدم تناسخ درست نباشه دلم نمیخواد دوباره برگردم تو این دنیا. اگه درست نباشه که خیلی خوشحال میشم. مرگ یک بار شیون یک بار. تموم میشه میره. راحت میشیم. کتاب؟ تو زمینه متافیزیک و زندگی پس از مرگ. خب کنجکاوم تو این مسئله.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی